X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
  پینه دوز
مدتا یه پینه دوز بود دلا رو وصله میکرد ...... دلای پاره پوره ٬ چروکیده٬ پر غم و درد...... مرد بیچاره رو با درددل امیخته بودن. ..... واسه تعمیر دلا رو دور و برش ریخته بودن....... غصه غم تو یه دل مثال سنگ شده بود..... یه دلی وصله میخواست یه دلی تنگ شده بود....یه دلی رنگ جلاش پاک شده بود.... یه دلی ارزو هاش خاک شده بود.... یکی سوراخ شده ٬ خون چکه میکرد.... بس که پر شور میتپید رگ هاش رو صد تیکه میکرد.... یه دلی سوخته ٬ پوسیده و تاول زده بود.... واسه تعمییر وصلش دیگه هیچ چاره نبود..... برید اونو واسه ی وصله ی دل های دیگه .... کرد تعمییر از اون دل همه دل های دیگه ..... گرچه اون دل ز میون رفت و ز هستی وا موند.... بر دل هرکسی از اون اثری بر جا موند... هر که خود باخته تر مهر کسان بگزیند..... پاره دل شده بر قلب همه بنشیند..... زین چنین حرمت ما بر دل پر مهر شماست ..... که ز صد پاره دل ما اثری هم انجاست
دوشنبه 22 آبان‌ماه سال 1385

این پینه دوز بیچاره بعضی وقتها یادش میره که خودش

هم یه دل نخ نما داره که اگه به دادش نرسه بیچاره

میشه.

خب بابا ! باید بری در خوونه ای ..جای... پیش یه پینه دوزبزرگی التماس کنی تا یه راهی پیدا

بشه .

اصلا ولش کن ِ بیا خالصا نه هرجور که میتونی برو به خدا بگو

اگه درست نشد؟


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری