پینه دوز
مدتا یه پینه دوز بود دلا رو وصله میکرد ...... دلای پاره پوره ٬ چروکیده٬ پر غم و درد...... مرد بیچاره رو با درددل امیخته بودن. ..... واسه تعمیر دلا رو دور و برش ریخته بودن....... غصه غم تو یه دل مثال سنگ شده بود..... یه دلی وصله میخواست یه دلی تنگ شده بود....یه دلی رنگ جلاش پاک شده بود.... یه دلی ارزو هاش خاک شده بود.... یکی سوراخ شده ٬ خون چکه میکرد.... بس که پر شور میتپید رگ هاش رو صد تیکه میکرد.... یه دلی سوخته ٬ پوسیده و تاول زده بود.... واسه تعمییر وصلش دیگه هیچ چاره نبود..... برید اونو واسه ی وصله ی دل های دیگه .... کرد تعمییر از اون دل همه دل های دیگه ..... گرچه اون دل ز میون رفت و ز هستی وا موند.... بر دل هرکسی از اون اثری بر جا موند... هر که خود باخته تر مهر کسان بگزیند..... پاره دل شده بر قلب همه بنشیند..... زین چنین حرمت ما بر دل پر مهر شماست ..... که ز صد پاره دل ما اثری هم انجاست
شنبه 3 آذر ماه سال 1386

از شبنم عشق خاک ادم گل شد

                          شوری برخاست وفتنه ای حاصل شد

سر نشتر عشق بر رگ روح زدند

                          یک قطره ی خون چکید ونامش دل شد


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری